الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

352

الخصال ( فارسى )

دعوى كرده اينست كه اگر ميدانى دعوايش حق است خودت گواه خود شوى و به او ستم نكنى و حقش را بدهى و اگر آنچه گويد باطل و خلاف است با او مدارا كن و در پاسخش سختى ننمائى و خدا را بخشم نياورى توانائى جز به خدا نيست و حق كسى كه بر او دعوى دارى اينست كه اگر در دعواى خود بر حقى با او نرم گفتگو كنى و اگر ناحق ميگوئى از خدا بترس و توبه كن و دعوى را ترك كنى ! حق كسى كه در كار خود با تو مشورت مىكند اينست كه اگر رأى درستى دارى به او بدهى و اگر نه او را رهبرى كنى به كسى كه ميداند ، حق كسى كه با او شور ميكنى اينست كه اگر بر خلاف نظر تو رأى داد به او بدبين نباشى و اگر موافق باشيد خدا را حمد كنى ، حق كسى كه از تو نصيحت ميجويد اين است كه حق نصيحت را نسبت بوى ادا كنى و در باره او دلسوزى و نرمى كنى حق ناصح تو اينست كه نسبت بوى تواضع كنى و بسخنش گوش بدهى اگر خوب گويد و اگر درست نگويد به او رحمت فرستى و به او بد بين نباشى و اگر بدانى كه خطا ميرود از او مؤاخذه نكنى مگر اينكه در معرض تهمت و بد بينى باشد كه بايد به كار او اعتنائى نكنى و توانائى نيست جز به خدا . حق بزرگتر اينست كه او را احترام گذارى براى خاطر سنش و تجليل كنى براى اينكه پيش قدم است و با وى ستيزه نجوئى و پيش از او براهى نروى و در راه رفتن جلوى او نيفتى و به او كودكانه رفتار نكنى و اگر با تو سبكى كرد تحمل كنى و براى اسلام و حرمت پيرى او را محترم شمارى